سلام
پارسال عاشورا توی مسجد سنی ها مراسم حسین حسین و عزاداری برپاکردیم.چه حالی داشت. امسال هم توی خونه با اینترنت عزاداری کردیم. موندم که نکنه دارم راه را اشتباه میرم. نکنه دارم عقب گرد میکنم و از این فکرا.یادش بخیر یک مبلغ از ایران اومده بود و شام هم داشتیم توی مسجد زرشک پلوبا مرغ!بهترین روضه ای که تو عمرم شنیدم همون روضه پارسالی بود. من که عمرا صدای گریم بلند نمیشد پارسال خیلی بلند عزاداری کردم. خانوم مبلغ از حال و روز من پرسید وگفت برای من دعا میکنه. من هم بهش گفتم نمیدونید چقدر دلمون برای یه روضه خونی این جوری تنگ شده بود. امسال قشنگ دهه محرم تو ایران. چه کیفی داشت. البته همون نیم ساعت روضه تو مسجد سنی ها اونم تحت هزار تا فشار و خفقان بیشتر از همه این دهه محرم به من چسبید. حالا خبردار شدم که بچه ها مراسم دعای ندبه را تو مسجد دانشگاه کاتولیک که در واقع مال شیعه ها هم هست و لی عملا افتاده دست سنی ها برقرار کردن. دمشون گرم. نمیدونم چه طوری میشه ماهیی که تو آب هست قدر اب را بدونه و از روضه های ایران هم همون بهره ای را ببرم که از اون یه دونه روضه توی اون غربت...
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()سلام
بعضی وقتا یه اشتباهاتی را ماها مرتکب میشیم که مثل سم مهلک هست.سم را چه دانسته بخوریم و چه جاهلانه بالاخره سم هست و اثر خودش را خواهدکرد.اون اشتباهات هم همینطوری هستن. یه وقتایی ممکنه یه اشتباهی بکنیم که خدا از ماروی گردان بشه. بعضی وقتا اشتباهمون اونقدر سنگین و عظیم هست که اونقدر ما روسقوط میده که حتی متوجه هم نمیشیم که چه شده است. ظلمات بعضها فوق بعض.اذا اخرج یده لم یکد یریها. و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور.
پناه میبریم به خدا
نظرات ()سلام
همه میخوانند در این ماه ، هر کس با حالی هرکس با خاطری و هر کس با قلبی
که
یا من ارجوه لکل خیر و امن سخطه عند کل شر ....
و چه متفاوت است خواندن ها
و چه زیباست گوش دادن تو
و چه متفاوت اجابت کردن های تو !!!
نظرات ()http://maryamossadat.persianblog.ir/1388/12/
تو را به کوه توانا تشبیه کردم ؟ نه ! تو توانا تر از آنی . تورا نفس مطمئنه خواندم ؟
نه ! تو عین اطمینانی . تو را درجه عظیم ایمان خواندم ؟ نه ! تو عین ایمانی . تو را
مجاهد خستگی نا پذیر راه حق خواندم ؟ نه ! تو واصل راه حقی . وقتی کشتی
های غرق شده را در اطرافم میبینم که مسافرانشان چگونه به خاک مذلت
نشسته اند بر خود میبالم که در کشتی سوارم که تو مردانه آنرا ناخدایی میکنی.
وقتی صدای زوزه ابر گرگی را در میان صدها گرگ دیگر در کنکره آمریکا میشنوم که
تشنه به خون همه ایرانیان هستند و نا امید از دست یازی به خاک و ناموس
ایران تو را از صمیم قلب میستایم . تو آن شیری که غرش رعد آسایت گرگ ها
و روباهها را پراکنده میسازد.تو بهترین نگهبان این آب و خاکی . تو پرصلابت ترین
و با شکوهترین وعده محقق شده الهی هستی . تو کوثر عطا شده به
خمینی کبیر هستی که دشمانش هنوز در صددقطع دنباله اویند. تو امید قلبهای
مومن و عذاب دلهای کافر و ویران گشته هستی. تو ....
نظرات ()سلام
بلاگ وب جای غریبی بود. پرشین بلاگ را با هیچ بلاگ دیگه ای عوض نمیکنم.
سلام !!!
نظرات ()سلام
بخاطر امکانات بهتری که بلاگ وب داره نقل مکان میکنم.
حتما به من سر بزنید ان شالله.
این ادرسمه:
http://maryamossadat.blogveb.com
نظرات ()سلام
گفتم که الف گفت دگر گفتم هیچ...
نظرات ()سلام مجدد
بیایم از این ترانه ظاهرا عامیانه درس بگیریم
توضیحاتشو زیرش نوشتم. هرچند من باب تو خود
حدیث مفصل بخوان مجمل گفتم.
فعلا اینو داشته باشید بعدا میام توضیح میدم
این لینک خوانندشه
http://www.youtube.com/watch?v=qK5yREv8QEI&feature=related
میگن توی محلمون خوشکلی پیدا شده
براش مهمه دور و برش چی میگذره
بین جوونای محل ولوله برپا شده
جوون اگه واقعا جوونه باید تحرک داشته باشه
همه رقیب هم شدن چه شور و غوغا شده
سلطان قلبا اومده صیاد دلها شده
میگن طلاست
میگن بلاست
میگن پر از نازو اداست
میگن تکه
عروسکه
میگن که بار نمکه
دلم میگفت برو ببین
ماه اومده روی زمین
صیاد دلها اومده
برات نشسته در کمین
صیاد دلها اومده برات نشسته در کمین
برو ببین
برو ببین
برو ببین
میگن طلاست
میگن بلاست
میگن پر از ناز و اداست
میگن تکه
عروسکه
میگن که که بار نمکه
مشتاق دیدارش شدم
ندید گرفتارش شدم
مشتاق دیدارش شدم
ندید گرفتارش شدم
رونق بازار شدو
منم خریدارش شدم
رونق بازار شدو
منم خریدارش شدم
ماها اگه خریدار یوسف نیستیم هنوز خودمون را ادم حساب نکردیم بل الانسان علی نفسه بصیره
میگن طلاست
میگن بلاست
میگن پرازناز و اداست
میگن تکه
عروسکه
میگن که بار نمکه
یه روز رسید که دیدمش
مثال گل بوییدمش
تمنای نگامو دید
ندای قلبمو شنید
کبوتر جلدش شدم اونم برایم دون پاشید
کبوتر جلدش شدم
اونم برایم دون پاشید
میگن طلاست
میگن بلاست
میگن پراز نازو اداست
میگن تکه
عروسکه
میگن که بار نمکه
نظرات ()سلام
داشتم فکر میکردم که خدا چقدر عمر به من داد و از
این مقدار چقدرشو بنده بودم. دیدم که هر روز خودم را
به متاعی سرگرم کرده ام و هر روز بندگی را به فردا
موکول کرده ام. افسوس که عمر بگذشت و بندگی
اتفاق نیفتاد.
نظرات ()
نظرات ()خدای مهربان
موقع چک کردن پیامت چه حال عجیبی دارم!!!
این همه سال تو ، هر روز ، چند تا پیام برای من میگذاشتی
ومن
شاید فقط مثل یک پستچی پیام ها را بر میداشتم و 
بدون توجه به اینکه کی این پیامها رو داده پیام رسان بی روح بودم
یا مثل یک صندوق آهنین فقط نامه های تو را حمل میکردم
چقدر نامه جمع شده
خدای من
بی وفایی های من را می بخشی ؟
من که خودم را نمی بخشم بخاطر این همه قصور و کوتاهی

یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساخرین
به بندگان دستور دادی که "طهر بیتی" یعنی خانه دل
از بت اغیار پاک کنید و فرمودی که "کبره تکبیرا" یعنی
اینکه فقط تو را بزرگ بشماریم و بر هر آنچه بجز توست
یکسره چهار تکبیر بزنیم . ای کاش میدانستیم که
همین بتهای موجود در بتخانه دل ما را از تو دور کرده
کرده است.
خدای من این بت بزرگ هنوز آنجا در صدر بیت تو
مانده است: مادر بتها بت نفس شماست
خدایا تبری ابراهیمی بده نه آنکه برگردن بت نفس
اندازیم و خشنود شویم بلکه تا احمدوار حرم تورا
از این بت بزرگ نیز تطهیر کنیم.
خدای من
چقدر دیر شده است
وقتی می آیم به امید پیامت
و پیامی نمی بینم 
نگران میشوم
خیلی
لیت شعری اناظر انت الی فی فعلاتی
ام معرض عنی

ولیت شعری اللشقا ولدتنی امی ام للعنا ربتنی
فلیتها لم تلدنی و لم تربنی
الهی بک بمحل خاصتک الا اوصلتنی
و بالمصطفی و آله الا الحقتنی
بسم الله الرحمن الرحیم قل یاایهالکافرون لااعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون مااعبد ولا انا عابد ماعبدتم ولا انتم عابدون مااعبد لکم دینکم ولی دین
تنبیه ١: به حسین گفتم تو گوشت خوری؟گفت تو هم موش خوری
تنبیه ٢ : به حسین گفتم باریکلا که مرد شدی خودت غذا میخوری! گفت من هنوز بچه مردم
تذکر: سعی نکنید ارتباط بین تنبیهات و مطلب اصلی را پیدا کنید !!! کاملا بی ربط هستن.
تنها وجه اشتراک مطلب اصلی با تنبیهات اینه که برای اینکه یادم بمونه اینجا نوشتم!!!
نظرات ()سلام
امشب خونه دوستامون بودیم. یه نفر که ظاهرا شیعه نبود میپرسید چرا علم برای امام حسین میگیرن؟ بیخود هست. گفتم خب این از تعظیم شعائر هست :ومن یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب. گفت کدوم شعائر؟ امام حسین ع جزو شعائر نیستن.
عاشق کوی تو برهان و جدل را چه کند؟
مست گیسوی تو دعوی و مثل را چه کند؟
یادم آمد که زعشقت دل ما خونین است
آتشی از خبر داغ تو در کونین است
آتش عشق تو هرگز زدل ما نرود
گر همه هستی و ایمان برود آن نرود
جوشش عشق تو هرگز زدل و جان نرود
الم داغ تو هرگز سوی نقصان نرود
گرکه زیر و زبر این عالم فانی بشود
ور به سیلی همه بنیان جهانی بشود
باک از آن نیست مرا چون که تویی طوفانم
هم تویی کشتی و هم مونس و پشتیبانم
ان للحسین ع محبه فی قلوب المومنین...
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ولا تطفا...


السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
وعلی شیعه الحسین ع
نظرات ()سلام
معجزه الهی را سوزاندند ؟ مگر نشنیدند که در آن آمده است که " ان بورک من فی النار و من حولها" موسی اینجا به امید قبسی می آید!!! واین آتش زدن مایه ازدیاد و برکت قرآن و نشر معارفش خواهد شد و مایه بالندگی مسلمین.
معجزه الهی را آتش زدند ؟ آیا تصور کردند که با سوزاندن ظاهر قرآن دریای رحمت الهی را که "یجری مجری الشمس" میتوانند بسوزانند؟؟؟!!!
قصد اهانت به کلام الهی را داشتند ؟ مگر نه اینکه قلب هر مومنی پایگاهی ست برای قرآن؟ اگر همه قرآنهای روی زمین را بسوزانند عشق به قرآن هرگز از دلهای مومنین بیرون نمیرود و حقیقت قرآن همچون خورشیدی نورانی بر فراز افق قلبها نور افشانی خواهد نمود واین کتاب به جوشش خود از منبع لایزال فیض الهی ادامه خواهد داد. مگر نشنیدند که این همان کتابیست که ان الذین کفروا بالذکر لما جا هم و انه لکتاب عزیز ؟لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید ؟!
قصد پوشاندن نور قرآن را داشتند با زبانهای خود ؟ یرویدون ان یطفئوا نور الله بافواههم؟!! ویابی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون... ولو کره المشرکون...
ومگر ندانستند که نگهبان این کتاب خدای موسی و عیسی و محمد ص است؟ انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.
این سوزاندن ادامه همان تلاش مذبوحانه عصر جاهلیت برای آوردن کلامی مثل قرآن است که با ناکامی مواجه شد.فاتوا بسوره من مثله. انسان قرن ٢١ با همه کج فهمی هایش بسی بیشتر از اعراب عصر جاهلیت می فهمد !!! فهمیده است که مثل قرآن را نمیتواند بیاورد و اگر بگوید یا ایها الشاربون لا اشرب ما تشربون و لا انتم شاربون ما اشرب ... لکم شربکم و لی شرب!!! همه از ته دل به او خواهند خندید که این چه گزافی بود که از روی غرش شکم سرودی. اکنون وی برای فرونشاندن آتش خشم درونش به سوزاندن قرآن روی آورده است.
سوزاننده های قرآن در واقع ندای وجدانشان را فریاد زدند " ما نتوانستیم کتابی همچون قرآن بیابیم و مثل آن را بیاوریم! پس آنرا به آتش میکشیم چون این کتاب بهترین است !" و همین مایه تبلیغی عظیم برای غافلان و جاهلان است تا ببینند چه چیزی در این کتاب آمده است که اینگونه مغضوب واقع شده است!!
اکنون که شقاوت خود را نسبت به این کتاب عزیز الهی آشکارا نمایان ساختند ما نیز عشق و ارادت خود را بیش از پیش به این مایه حیات بشری ابراز میداریم و با هم عهد می بندیم که این کتاب را از مهجوریت بیرون آوریم و روزانه قدری از اوقات خویش را در کنار این سفره الهی سپری نماییم.
هر کس موافقه که شروع به استفاده بیشتر از قرآن کنیم بگه یا علی
یا علی
نظرات ()سلام

امشب ماه رمضون تموم شد.

چه کریمی از بر ما گذر کرد.

چه ساعت ها و ثانیه های گرانبهایی را که جاهلانه سپری نکردیم در کنار خوان نعمت.

چه حرفها که برای گفتن نداشت این ماه و ما امانش ندادیم که بگوید.

امسال آیا برای شما هم فرق داشت؟

امسال شما هم کرامت ماه را دیدید؟

رمضان کریم با شما چه گفت؟

شما چه کرمی دیدید از این کریم؟

الوداع ای فرصت یاد خدا
الوداع ای سفره پاک خدا
الوداع ای نعمت ناب حضور
الوداع ای سفره رب شکور
الوداع ای شهر زیبای خدا
الوداع ای شربت پاک صفا
الوداع ای سفره قرآن حق
الوداع ای روح ناس و هم فلق
الوداع ای حمد زیبای خدا
الوداع ای آیه های با صفا
الوداع ای معدن جود و کرم
الوداع ای نور درگاه و حرم
الوداع ای مایه ی فوز علی
الوداع ای ماه برپار جلی









میروی اما کمی آهسته تر
ای که کردی جسم و جان ما تو تر
میروی اما دل ما همرهت
میبری دل خوش بود زاد رهت
رو سوی رب جلیل اخبار ده
هم سلامی از دل اخیار ده
گر زما در تو بدی افتاده است
غمض کن گو که سهو افتاده است
ور بدیدی خوبیی از ما به خود
نشر کن در نزد رب با لطف خود
میروی اما بدان شرمنده ایم
از قصور و از عمل شرمنده ایم
گر که طاعت میبری از نزد ما
ور که عصیان میبری نزد خدا
هم بگو ما جملگی شرمنده ایم
ماه ماه تو و ما بد بنده ایم
سفره ی آن تو و رو سوی غیر
نعمت خوان تو و گیسوی غیر
ماه ماه رحمت رب بوده است
لیک از ما جز گناه افزوده است؟









اللهم ان لنا فیک
املا طویلا
عصیناک و نحن نرجو ان تغفرلنا
و دعوناک
و نرجو ان تستجیب لنا
خیرک
الینا نازل
و شرنا الیک
واصل
ولم یزل و لایزال ملک کریم
یاتیک عنا بعمل قبیح
فلم یمنعک ذلک ان تحوطنا بجودک و فضلک و مغفرتک واحسانک





سبحانک ما احلمک و اعظمک



نظرات ()سلام به همه
تولد امام حسن ع را تبریک میگم. ان شالله از محبین ایشون باشیم.
بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن
رسید باد صبا غنچه در هواداری
ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن
طریق صدق بیاموز از آب صافی دل
به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر
شکنج گیسوی سنبل ببین به روی سمن
عروس غنچه رسید از حرم به طالع سعد
به عینه دل و دین میبرد به وجه حسن
صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار
برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن
حدیث صحبت خوبان و جام باده بگو
به قول حافظ و فتوی پیر صاحب فن
اگر حافظ این شعر را برای تولد امام حسن ع گفته باشه خیلی حرف برای گفتن توش هست. مثلا یادآوری میکنه غصه های حضرت را در بیت حزن و همدلی شیعیان با غصه های ایشان که در سالهای بعد اتفاق میوفتد. بعد برای اینکه زیاد مکشوف نگه زود خودش را به وادی جام باده و اینا میزنه.
نمیدونم امام حسن ع چرا اینقدر مظلوم واقع شدن. توی مفاتیح هر چی بگردی فقط یک زیارت خیلی کوتاه برای حضرت پیدا میکنی که اون هم مستور هست. قبر شریفشون هم مستور هست. یاد مبارکشون هم مستور هست. یه جایی رفته بودیم برای تولد ایشون مداحی بود توی اینترنت. یه نفر اومد گفت من دلم میخواد همه دست هایی که دارن دست میزنن بشکنه و همه شاخه گل ها رو پر پر کنم. نمیدونم بغض تا چند هزار سال باید طول بکشه؟ بغضی به اندازه طول تاریخ بشر و مظلومیتی به اندازه همه تاریخ.
اگه این شعر حافظ حقیقتا در مورد حضرت بوده باشه میرسونه که حتی حافظ هم در بیان اسم مبارک حضرت تقیه میکرده و حتی درد دلش را هم نتونسته به طور کامل توی شعرش به تصویر بکشه و به اجمال اکتفا کرده تا شعر باقی بمونه.
اللهم العن قتله حسن بن علی ع واحش قبور موتیهم نارا و اصلهم حر نارک
اللهم العن الجبت و الطاغوت و کل فاجره و فاسقه من ولدهما
خدایا عذاب همه اونهایی که خونه امام حسن را بیت الحزن کردن مضاعف بفرما
خدا یا همه اونهایی که به جسد و مضجع شریف حضرت بی احترامی کردن را در دنیا و آخرت
خوار و خفیف بفرما
خدا یا همه اونهایی که سعی در از بین بردن اسم حضرت داشتن را در دنیا و اخرت رسوا و مفتضح بفرما
نظرات ()سلام برتوو ای خائف مترقب.......
سلام بر تو هنگامی که ایستاده ای.....
سلام برتو هنگامی که نشسته ای.....
سلام برتو آن هنگام که نماز میخوانی......
سلام برتو حین سجودت....
سلام برتو حین رکوعت....
سلام برتو وقتی که ندای پرطنینت تمام عالم را میگیرد....
سلام بر تو وقتی که سخن میگویی....
سلام بر تو ای بهترین پوشنده پیراهن....
سلام برتو در حین لبیک گفتنت....
سلام برتو در هنگام طوافت....
سلام برتو وقتی که قرآن میخوانی...
سلام برتو وقتی که لبخند میزنی...
سلام برتو حین گریه هایت...
سلام برتو درزمان غنودنت ...
سلام برتو به اندازه شماره نفس هایت...
سلام بر قلب مقدست...
سلام بر دیده ناظره ات...
سلام بر ساحل پیشانی ات....
سلام بر گامهای استوارت....
سلام بر روح خداییت....
سلام بر تو ...سلام بر تو... سلام برتو...
نظرات ()شاه شمشاد قدان خسرو ِشیرین سخنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت ونظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تاکی از سیم وزرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور زهمه سیم تنان
کمتر از ذره نئی پست مشو مهربورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور ونازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدسا آر و زدشمن بگسل
مردیزدان شو فارغ گذر ازاهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
اینم توضیحش برای اساتید محترم و خوانندگان گرامی:
این شعر در مورد حضرت ابالفضل گفته شده اما من بعلت اهنگش اونو آوردم.
حافظ در بیشتر شعر هاش شمشاد را همراه خرامیدن آورده و این یک معنای خیلی زیبایی را به ذهن آدم منتقل میکنه که قابل وصف نیست. راستش اتفاقی که برای من افتاد قابل توصیف نیست برای همین دنبال اشعاری از حافظ گشتم تا بعضی از ابیات اون یاد آور خاطره من باشه. برای تکمیل خاطره بیت های بیشتری را میاورم از شعرهای مختلف.
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی دردرست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیمه شب یار به بالین من آمد بنشست
سرفراگوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت و اگر از باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بساتوبه که چون توبه حافظ بشکست
بیشترین ابیات هم در تعبیر حال ما در این شعر است:
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر وکار آخر شد
آن همه ناز و تنعم
که خزان
میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت
باد دی و شوکت
خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار
آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز
وغم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست

زبد عهدی ایام هنوز
قصه غصه
که در دولت یار
آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر
کان محنت بی حد و شمار
آخر شد

خلاصه اینکه شمشاد خرامان سرفراگوش ماآورد و به ما اطمینان داد که آن پریشانی شب های دراز و غم دل همه تمام شد.....
نظرات ()
نظرات ()
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست
بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم
هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت
تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف
ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم
دورم به صورت از در دولتسرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم
حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان
در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم
نظرات ()
نظرات ()یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
*******************
تو وطوبی وما وقامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست
نظرات ()سلام
به حافظ گفتم ببین من اینجا غریبم توی این کشور لطفا حال مرا بازگو بفرما.توی دلم این گذشت که آیا حافظ از حال غربت من خبر داره یا نه. این شعر آمد و مثل همیشه مرا متعجب کرد.
سلام الله ما کر اللیالی
سلام الله ما کر اللیالی
و جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و من علیها
و دار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانم
و ادعو بالتواتر و التوالی
به هر منزل که رو آرد خدا را
نگه دارش به لطف لایزالی
منال ای دل که در زنجیر زلفش
همه جمعیت است آشفته حالی
ز خطت صد جمال دیگر افزود
که عمرت باد صد سال جلالی
تو میباید که باشی ور نه سهل است
زیان مایه جاهی و مالی
بر آن نقاش قدرت آفرین باد
که گرد مه کشد خط هلالی
فحبک راحتی فی کل حین
و ذکرک مونسی فی کل حال
سویدای دل من تا قیامت
مباد از شوق و سودای تو خالی
کجا یابم وصال چون تو شاهی
من بدنام رند لاابالی
خدا داند که حافظ را غرض چیست
و علم الله حسبی من سالی
حضرت حافظ !!! خیلی ارادت داریم....
نظرات ()خانوم جان !!!
بهانه نفس کشیدن همه هستی!!!
تولدتون مبارک!!!
هرگل پرپری یه روز تاج سر عزیزی بود....
هر پری ای که رد میشد دنبال یک سلامی بود...
اما چی شد یهو که هم خونهه رو آتیش زدن...
هم با تمام زورشون به اون گله سیلی زدن...
گل آخه من نمیدونم سیلی رو می خواد چه کنه؟!
بین دیوار و میخ در کدوم رو انتخاب کنه؟!
در اگه آتیش بگیره عطر یه گل هوا میره...
اما اخه اون این وسط محسن و باید چه کنه؟!
حکایت غریبیه ... بعد یه باغبون چه زود
به باغشون دزد میزنه برگ گلو رنگ میزنه
دزده یه دزد خونگیست کارشو خوب بلد بوده
قبل همه ی گلدونا پهلو ی گل را اون دیده
نظرات ()مولای من!!!

مهدی فاطمه!!!
شنیده ام در ، که به پهلوی مادر خورد، همانجا فرمود "یا مهدی!"


آقا شنیده ام که بازوی مادر هنوز کبود است...
گویا انتقام آن ضربت شمشیر را هنوز نگرفته اید...
همیشه از رنگ بنفش حالم بد میشد. اما نمی دانستم چرا. یادم است در بچگی ژاکت های بنفش را نمی پوشیدم چون حتما تب میکردم.
حالا می فهمم که حساسیت من با رنگ بنفش از چیست. بنفش و ارغوانی -همه نوعش -مرا ناراحت میکند. ناراحت که نه آزار میدهد. همه رنگ ها دوست داشتنی هستند جز این یکی. آبم با این یکی هیچ وقت توی یک جوب نمیرود. قرمز رنگ خون است. رنگ کشته شدن . اما حکایت بنفش فرق دارد. بنفش رنگ نامردی ست.بنفش یعنی اینکه آبی و قرمز را با هم قاطی کنند. بنفش یعنی اینکه سر نبرند اما بکشند. آن هم با غلاف شمشیر. بنفش بوی دورویی و نفاق میدهد. بنفش یعنی کشتن یاس. بنفش یعنی تزویر. بنفش یعنی حیله ای که آخر رو خواهد شد.
ای دنیا اگر زورم میرسید نمیگذاشتم هیچ بنفشی توی تو نفس بکشد. به همه بنفش ها میگفتم یا آبی شوید یا قرمز و یاهیچ.از آنها که روی بوم یاس نقاشی بنفش کشیدند بیزارم . از معلمشان هم که این نقاشی را به آنها یاد داه بود بیزارم. آقا پس کی نمره نقاشی شان را می دهی؟
چند میدهی؟
احسن الله لک العزا ...
عجل الله لک الفرج ...
نظرات ()سلام
روز قیامت پیامبر ص از ما شکایت خواهد کرد که پروردگارا قوم من این قرآن را مهجور کردند: وقال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا.
در آیه بعد میفرماید : کذلک جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین وکفی بربک هادیا و نصیرا ایه ٣٠ و ٣١ سوره مبارکه فرقان :اینچنین دشمنانی از میان گناهکاران برای هرپیامبری قرار دادیم.
یعنی اینکه دوری ما از قرآن به علت جرم و گناه ماست و جرم و گناه ما نشانه دشمنی ما با پیامبر ص .
این هم عاقبت دشمنی با پیامبر و به سختی انداختن ایشان در جایی دیگر از قرآن:
ومن یشاقق الرسول من بعد ما تبین له الهدی و یتبع غیر سبیل المومنین نوله ما تولی و نصله جهنم و سائت مصیرا: هرکه بعد از بیان هدایت پیامبر را به سختی بیفکند وراهی غیر از راه مومنین برگزیند اورا به همان طرفی که روی گردانده بود خواهیم گرداند و او را به جهنم وارد خواهیم کرد و چه بد جایگاهیست.
اعاذنا الله من شرور انفسنا...
سبحان ربک رب العزه عما یصفون و سلام علی المرسلین والحمد لله رب العالمین.
نظرات ()ای کوهی که بار گران تو را کوهها نمی توانند حمل کنند و عاجزند ازحمل آن. اسمت علی ست و رسمت رسم علی. علی و بلند مرتبه ای اما در پیش مومنین خاکسار و خار چشم دشمنانی. تو تبلور اعزه علی الکافرین و اذله علی المومنینی. تو امتداد خون خدایی ومثل جدت حسین تمام هستی ات را برای اسلام فدا کرده ای. تو مجاهد خستگی ناپذیر راه خدایی . یسبحون اللیل والنهار لایسئمون درباره توست. والعادیات درباره توست که با گامهای استوار و خستگی ناپذیرت توان شیاطین کافر صفت را گرفته ای و خواب راحت را به چشمانشان حرام کرده ای. تو نماد صبر جمیلی در برابر یاوه گویی های جاهلان. تو پرچم مراد کبیری که به نشانه تداوم حیات حق و استمرار پیروزی حقانیت به اهتزاز در آمده ای. تو تنها سلاله حق و حقیقتی که سکان آخرین کشتی نجات را به دستت سپرده اند. کی میشود که نور سرمد از کرانه افق سر رسد و زیبایی جمال تو بر همه دشمنان و دوستان عیان شود؟ کی میشود که خستگیهای تو در کنار آن دریای بیکران تسلی یابد؟ کی میشود که کشتی ما هم به ساحل آرام دوست ملحق شود؟
سلام من از اعماق جان به تو ای علی...
سلام من از اعماق جان به تو ای نفس مطمئنه
سلام من از اعماق جان به تو ای درجه عظیم ایمان
سلام من از اعماق جان به تو ای مجاهد خستگی ناپذیر
ای کاش سلامم را می شنیدی و جوابم را میدادی که سلام تو " سلام " است بر من.
..............................................................
P.S.
a good translation can be done by this site:
http://www.worldlingo.com/en/products_services/worldlingo_translator.html
نظرات ()سلام
سی سال از عمرم گذشت تا اینکه اهمیت این کلام را فهمیدم.
"القلب حرم الله لا تسکن فی حرم الله غیر الله"
قلب حرم الهی هست در آن به جز خدا را جای مده.
هیچ کی نمی دونه ارزش لحظه هایی که از عمر ما رفت
و در نگرانی های خاطر و آرزوهای بی ارزش گذشت چه بود.
بله ارزش آن را فقط الله می داند.
نظرات ()سلام
۴ سال پیش توی حرم پیامبر این شعر را گفتم.
هر چند الان خیلی به نظرم نپخته میاد اما میگذارمش اینجا نظر بدید.
بسم الله الرحمن الرحیم
من مست چشم یارم یا ایهاالسکاری
دیدم به خواب رویش یا ایهاالسکاری
جام بلای چشمش پر بودو ریخت برمن
مستم زچشم مستش یا ایهاالسکاری
خندید بر من و رفت آری سزاست خنده
بر مست لاابالی یا ایهاالسکاری
خوابم چه زود بگذشت یارم چه زود بگریخت
من ماندم و خماری یا ایهاالسکاری
درمان هر خماری در جام آن حبیب است
خواهم شدن به سویش یاایهاالسکاری
رحمی کن ای خدایا من از فراق جانان
جانم به لب رسیده یا ایهاالسکاری
گفتم به دل که صبری شاید که روی اورا
بینی به پیش شاهان یا ایهاالسکاری
من مست و لابالی اندر پی حبیبم
دل میرود زدستم یا ایهاالسکاری
بعد از بلای مستی کارم شده خماری
کو چشم مست یارم یا ایهاالسکاری
پرسم نشان اورا از هر مقیم راهی
خواهد شدن فراقم؟ یا ایهاالسکاری؟
در کوششم شب و روز تا بلکه از رخ او
آید به دست کامم یا ایهاالسکاری
بوی دهان مستان درمان این خماریست
هبوا الی ریح یا ایهاالسکاری
نظرات ()خمینی من ! خمینی بزرگ من! تو را از آن خود میدانم چون هنوز گرمی محبت دستانت را روی سرم احساس میکنم. تو به حق امام آزادگانی. تو به حق امام عاشقانی.
تو موسای زمان بودی و هستی که گوساله های سامری هارا همواره آتش میزنی و به قعر نابودی می فرستی. این تو هستی که هنوز زنده و پاینده ، فرعون های زمان را به قعر دریا می کشانی و تلخی انانیت انا لحق گفتن را به کامشان میچشانی. این تویی که هنوز دست مستضعفان عالم را میگیری و بر فرعون صفتان روزگار یاریشان میکنی.
در قیامت اگر از علت رفع ید از تو بپرسند باکی نیست. هزاران عاشق تو فریاد بر خواهند آورد که این همان آیت یدالله بود فوق ایدیهم. این همان ید بیضا بود که از گریبان خلوص و عدالت بیرون آمده بود و قبسی بود برای چشم انتظاران یافتن راه مستقیم در میان ظلمات بعضها فوق بعض.
شعر "بوی گل سوسن و یاسمن آید " نمی دانم از کیست . اما گویا مطهری صفتی از تبار پاکان و مطهران آن را سروده باشد ،چرا که هر زبان الکنی نمیتواند " دیو چو بیرو رود فرشته در آید " را بسراید.
خمینی من ! تو را میبینم که همچنان با صلابت و استوار بر کرانه تاریخ ایستاده ای و چون جدت حسین ندای والفجر ولیال عشر را سر می دهی. تورا میبینم که زنده و استوار ایستاده ای و پرچم آزادگی را بر فرازایران همچنان در دست داری.
ندای انا فتحنا در باره توست که ایران را با نفس عیسویت فتح کردی و دل های عاشقان را از محبت خود عطر آگین نمودی .
غفران ما تقدم و ما تاخر از آن توست که آنچه از اهدافت ناتمام مانده بود هم اکنون به برکت خلوص و جهادتودر حال اتمام است . تعجب نمی کنم اگر تو به چیزی بگوی "کن" و آن چیز موجود شود، چرا که عرصه مجال تو دنیا و آخرت و برزخ است...
خمینی من ! رهایمان نکن که ما همچنان فرزندان تو و دست پرورده های هجرت و جهاد توییم. حمایتمان کن در تلاطمی که فرعون صفتان روزگار در مسیر کشتی مان قرار داد اند که تو نوح زمانی.
اینم شعری که حالا می فهمم چرا اینقدر با هیبت و شکوه بود. شکوهش شکوه امام بود شکوه جاء الحق و زهق الباطل .به مناسبت سالروز آمدن امام لینکش را گذاشتم برای علاقه مندان...
http://www.emam12.com/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=6
************************************
پانوشت:
دیروز حسین کتاب سرالصلوه امام را آورد گذاشت جلوی من و صفحه ای درباره سلام نماز باز کرد. مطلبی به این مضمون آمده بود: " اگر می خواهی سلام نمازت صحیح باشد باید دوست و دشمن از دست تو در سلامت باشند."
یادم به این دشمن امام افتاد که چه مذبوحانه سعی در بی ادبی به ایشان دارد. ویاد مطلبی هم افتادم از آقای شاه آبادی استاد اخلاق امام:
نقل شده که آقای شاه آبادی جواب بی ادبی ها را می دادند گرهمه بگویند خودتی. وقتی از علت امر از ایشان سوال شد فرمود زمانی جواب بی ادبی شخصی را ندادم و متوجه شدم که بلافاصله بعد از توهین به حال احتضار افتاد.از آن به بعد جواب مختصری می دهم تا خداوند از جانب من دفاع نفرماید.
ان الله یدافع عن الذین آمنوا ان الله لا یحب کل خوان کفور : خداوند از اهل ایمان دفاع می کند. خداوند هیچ خیانت کننده کافری را دوست ندارد. ٣٨ حج
نظرات ()سلام به همه
اون روز دلم برای حسین که تو مدرسه بود تنگ شد. برای همین گفتم میرم دنبالش و میارمش و بی خیال کارام میشم. بعد به این فکر افتادم که آیا برای امام زمان حاضر میشم حسین را فراموش کنم؟ یا اینکه حد اقل برای امام زمان نسبت به بقیه کارام اولویت قایل بشم؟
آیا واقعا امام زمان در اولویت زندگی من هستن؟ آیا اگه پای انتخاب برسم امام زمان را انتخاب میکنم یا حسین را که همش دلم براش تنگ می شه؟
اگه یه روز با امام زمان قرار داشته باشم و دلم برای حسین تنگ بشه چی کار میکنم؟
قرار را ول میکنم و میرم دنبال حسین ؟
دیدم که بیش از اون حدی که فکر می کردم در انحراف و ضلالت هستم و برای خودم متاسف شدم.
آقا جون اگه همه ما کارو زندگی رو حاضر بودیم برا شما رها کنیم و محبت فرزند و مال و خانمان را از دلمون می تونستیم برای شما بیرون کنیم اینقدر ظهور شما به تاخیر نمی افتاد.
قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ
٢۴ توبه
اللهم لا تستبدل بنا غیرنا فان استبدالک بنا غیرنا علیک یسیر و هو علینا کثیر....
نظرات ()عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی
دوش در خیل غلامان درش میرفتم
گفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی
با دل خون شده چون نافه خوشش باید بود
هر که مشهور جهان گشت به مشکین نفسی
لمع البرق من الطور و آنست به
فلعلی لک آت بشهاب قبس
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
وه که بس بیخبر از غلغل چندین جرسی
بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن
حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی
تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم
جان نهادیم بر آتش ز پی خوش نفسی
چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ
یسر الله طریقا بک یا ملتمسی
نظرات ()